امروز در این مقاله به معرفی 5 تا از بازی های روانی از اریک برن می پردازیم. اما اریک برن کیست؟
اریک برن، روانپزشک کانادایی و بنیانگذار نظریه تحلیل رفتار متقابل Transactional Analysis در کتاب معروف خود به نام «بازیها: روانشناسی روابط انسانی» Games People Play به بررسی الگوهای تکراری و ناخودآگاهی میپردازد که افراد در روابط اجتماعی خود به کار میبرند.
این بازی های روانی اریک برن، تعاملاتی ساختاریافته و قابل پیشبینی هستند که اغلب با انگیزههای پنهان انجام میشوند و به نتیجهای مشخص ختم میشوند. برن معتقد است که این بازیها جایگزینی برای صمیمیت واقعی هستند و افراد از آنها برای دریافت «نوازش» (توجه و تأیید) یا اجتناب از مواجهه با احساسات عمیق استفاده میکنند.
معرفی 5 بازی روانی اریک برن:
بازی های روانی اریک برن شماره یک) ببین مجبورم کردی چه کار کنم See What You Made Me Do
توضیح: در این بازی، فرد وانمود میکند که رفتارش نتیجه اجبار یا فشار شخص دیگری است، در حالی که در واقع خودش انتخاب کرده آن کار را انجام دهد. هدف این بازی، فرار از مسئولیت و جلب توجه یا تأیید است.
مثال: برن زنی به نام «وایت» را مثال میزند که احساس میکند نیاز به تنهایی دارد و خودش را با کاری سرگرم میکند که او را از دیگران دور نگه دارد. وقتی کسی به او نزدیک میشود و او عصبانی میشود یا واکنشی تند نشان میدهد، میگوید: «ببین مجبورم کردی چه کار کنم!» در اینجا او مسئولیت خشم خود را به گردن دیگری میاندازد، در حالی که خودش تصمیم گرفته چنین واکنشی نشان دهد.
تحلیل: این بازی از حالت «کودک» در برابر «والد» یا «بالغ» طرف مقابل شکل میگیرد و اغلب با احساس گناه یا سرزنش همراه است.
بازی های روانی اریک برن شماره دو) اگر به خاطر تو نبود If It Weren’t for You – IWFY
توضیح: در این بازی، فرد محدودیتها یا ناکامیهای زندگیاش را به گردن شخص دیگری (معمولاً همسر یا نزدیکترین فرد) میاندازد و از این طریق از مواجهه با ترسها یا ضعفهای خودش فرار میکند.
مثال: برن به خانمی اشاره میکند که مدام به همسرش میگفت: «اگر به خاطر تو نبود، من میتوانستم رقص یاد بگیرم.» او ادعا میکرد که شوهرش فعالیتهای اجتماعیاش را محدود کرده است. اما وقتی پس از تغییراتی (مثلاً با کمک رواندرمانی) آزاد شد تا به کلاس رقص برود، متوجه شد که خودش از رقصیدن در جمع میترسد و کلاس را ترک کرد. در واقع، او از همسرش به عنوان بهانهای برای اجتناب از رویارویی با ترسش استفاده میکرد.
تحلیل: این بازی اغلب بین زوجها رایج است و فرد با سرزنش دیگری، خودش را قربانی نشان میدهد. برن میگوید بسیاری از افراد ناخودآگاه چنین محدودیتهایی را در روابطشان میخواهند.
بازی های روانی اریک برن شماره سه) بله، اما… Yes, But
توضیح: در این بازی، فرد ظاهراً از دیگری کمک یا راهحل میخواهد، اما به هر پیشنهاد با «بله، اما…» پاسخ میدهد و آن را رد میکند. هدف واقعی او نه حل مشکل، بلکه جلب توجه و تأیید یا اثبات ناتوانی دیگران در کمک به اوست.
مثال: برن سناریویی را شرح میدهد که در آن شخصی میگوید: «نمیدانم چطور با رئیسم صحبت کنم.» دوستش پیشنهاد میدهد: «چرا مستقیم به او نگویی که چه احساسی داری؟» فرد پاسخ میدهد: «بله، اما او خیلی عصبانی میشود.» پیشنهاد بعدی: «خب، شاید یک ایمیل بنویسی؟» جواب: «بله، اما او ایمیلها را جدی نمیگیرد.» این روند ادامه پیدا میکند تا جایی که دوستش خسته میشود و فرد احساس برتری یا تأیید میگیرد.
تحلیل: این بازی معمولاً از حالت «کودک» شروع میشود که به دنبال نوازش است و طرف مقابل در نقش «والد» یا «بالغ» سعی در کمک دارد، اما ناکام میماند.
بازی های روانی اریک برن شماره چهار) لگد بزن به من Kick Me
توضیح: فرد در این بازی طوری رفتار میکند که دیگران او را طرد کنند یا به او آسیب بزنند، سپس از این موقعیت برای احساس قربانی بودن و جلب ترحم استفاده میکند.
مثال: برن به شخصی اشاره میکند که مدام در محیط کار اشتباهاتی عمدی انجام میدهد یا دیر میرسد، به طوری که رئیسش بالاخره او را سرزنش میکند یا اخراجش میکند. بعد از آن، او به دوستانش میگوید: «دیدید چطور با من رفتار کردند؟» و از این طریق توجه و همدردی جمع میکند.
تحلیل: این بازی از حالت «کودک» سرچشمه میگیرد که به دنبال تأیید منفی است. برن معتقد است کسانی که عزتنفس پایینی دارند، اغلب به این بازی روی میآورند.
بازی های روانی اریک برن شماره پنج) حالا دیگه دستت رو شد Now I’ve Got You, You Son of a Bitch – NIGYSOB
توضیح: در این بازی، فرد منتظر فرصتی است تا اشتباه طرف مقابل را پیدا کند و او را سرزنش کند، اغلب برای تخلیه خشم یا احساس برتری.
مثال: برن مثالی میزند از مردی که به دوستش 20 دلار قرض میدهد و قرار میگذارند که هفته بعد پول را برگرداند. وقتی دوستش فراموش میکند پول را سر وقت برگرداند، او با عصبانیت میگوید: «حالا دیگه دستت رو شد، میدونستم بهت نمیشه اعتماد کرد!» در واقع، او از ابتدا منتظر این لحظه بوده تا خشمش را خالی کند.
تحلیل: این بازی از حالت «والد» انتقامجو شروع میشود و هدفش تنبیه یا تحقیر دیگری است.
ویژگیهای مشترک بازیهای روانی اریک برن
برن در کتابش تأکید میکند که بازیها:
تکراری هستند: الگوهایی ثابت که بارها در زندگی فرد تکرار میشوند.
ناخودآگاه هستند: افراد معمولاً نمیدانند که در حال بازیاند.
پاداش روانی دارند: مثلاً جلب توجه، فرار از صمیمیت، یا تأیید احساسات منفی.
قابل پیشبینیاند: نتیجه آنها از قبل مشخص است، حتی اگر ظاهراً تصادفی به نظر برسند.
تقسیم بندی بازی های روانی اریک برن:
درجه اول: بیضرر و اجتماعی (مثل شوخیهای کوچک).
درجه دوم: آزاردهنده اما بدون آسیب جدی (مثل بحثهای خانوادگی).
درجه سوم: با عواقب سنگین مثل طلاق، اخراج یا حتی آسیب جسمی.
نتیجهگیری
بازیهای روانی اریک برن نشاندهنده پیچیدگی روابط انسانی هستند. او در کتابش با زبانی ساده و مثالهایی ملموس، این الگوها را توضیح میدهد تا خواننده بتواند آنها را در زندگی خودش شناسایی کند. اگرچه این بازیها مخرب به نظر میرسند، برن معتقد است که آگاهی از آنها اولین قدم برای توقفشان است. با فعال کردن «من بالغ» ، فرد میتواند از دام این الگوها خارج شود و به سمت روابط سالمتر حرکت کند.
دیدگاهتان را بنویسید